توضیحات
بهانه ای برای بهتر شدن
صبح روز آخر سال، آسمان به رنگ آبی روشن درآمده بود و خورشید با نوری گرم به دنیا سلام میکرد. همه جا بوی خوش بهار میآمد و درختان با شکوفههای رنگارنگ، لباس نو پوشیده بودند و نسیم ملایم بهاری، با خودش عطر گلهای تازه را میآورد و دلها را شاد میکرد. کودکان با هیجان در کوچهها میدویدند و صدای خندههایشان مثل یک موسیقی شاد، همه جا پخش میشد. پرندهها در آسمان پرواز میکردند و با آوازهای زیبا، خبر از آمدن بهار میدادند. آن روز، روزی بود که همه از خواب زمستان بیدار میشدند و به آغوش گرم بهار میرفتند.
بچهها نوروز اومده!
نوروز، روز نو شدن طبیعت و آدمهاست.
نوروز با خود شادی و زندگی نو را هدیه میآورد و همه چیز را در آغوش سبز خودش میگیرد.
سارا و امیر از خواب بیدار شدند و با هیجان از اتاقشان بیرون آمدند. آن روز حال و هوای خانه عوض شده بود. بعد از خانه تکانی دیروز، انگار آمده بودند در یک خانه دیگر. بچهها دیدند که مادرشان مشغول چیدن سفره هفتسین است.
سارا گفت:
سارا: واااای … سفره هفتسین امسال چه خوشگله!
مادر لبخندی زد و گفت:
مادر: آره دخترم. امسال سفره هفتسین را قشنگتر از پارسال چیدم. مثل قدیما… همونجور که مادرم می چید.
راستی بچه ها! شما میدانید در سفره هفتسین چه چیزهایی میچینند؟ خب، من برایتان میگویم. هفتسینِ ما اینها هستند: سبزه، سیر، سیب، سمنو، سنجد، سرکه، و سماق. البته غیر از اینها، چیزهای دیگری در سفره هفتسین قرار میدهند، مثل قرآن، آینه و شمعدان. بچهها! هر کدام از این چیزها معنی خاصی دارند. مثلاً سیب نشانه سلامتی و سنجد نشانه دوست داشتن است. بچهها! من آنقدر غرق عید نوروز شدم که یادم رفت برایتان ادامه قصه را بگویم.
امیر هم با کنجکاوی پرسید:
امیر: مامان! برای چی عید نوروز را جشن میگیریم؟
مادر آمد روی مبل نشست و به بچهها گفت که آنها هم بنشینند کنارش و بعد توضیح داد:
مادر: پسرم! هر سال، با اومدن بهار، طبیعت نو میشه و ما هم باید زندگیمون را نو کنیم. جشن نوروز فرصتیه که با خانواده و دوستانمون جشن بگیریم و امید و شادی را به زندگیمون بیاریم.
پدر که در کنار سفره هفتسین روی مبل نشسته بود، گفت: …






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.